الشيخ محمد تقي بهجت

128

جامع المسائل ( فارسي )

از مدت تربّص ، مثل زمان ردّه از ملَّى با توبهء در عدّه ، كه در هر دو تمكَّن از وطى محفوظ است به سبب تمكَّن از رجوع و توبه ، پس مانعى از داخل شدن زمان عده در مدت تربّص نيست ؛ و بعد از رجوع و انقضاى مدت تربّص ، مطالبهء فئه يا طلاق مىنمايد . عدم سببيّت تكرار يمين براى تكرار كفّاره 12 - مجرد تكرار يمين ، موجب تكرار كفاره نمىشود با وحدت محلوفٌ عليه در ايلاء و در يمين غير ايلاء . اگر بگويد : « و الله لا وطأتك خمسة اشهر فإذا انقضت فو الله لا وطأتك ستة اشهر » ، دو ايلاء است . و همچنين اگر بگويد : « و الله لا وطأتك خمسة اشهر و الله لا وطأتك سنة » ، دو ايلاء است ؛ و دومى مختص به نصف اخير سال است و مشترك است با اوّلى در نصف اول سال ؛ و اولى مختص به نصف اول سال است ؛ پس اگر بعد از تربّص چهار ماه ، از اوّلى فئه يا طلاق حاصل شد ، هر دو ايلاء منحلّ مىشود بنا بر وجهى ، و يك كفاره بر او ثابت است ؛ و اگر مدافعه از فئه و طلاق [ كرد ] تا سال گذشت هر دو منحلّ مىشود ؛ و اگر مدت اولى گذشت با مدافعه ، حكم مدت دومى باقى است در صورتى كه دومى بيش [ از ] چهار ماه آن باقى مانده باشد و قابل تأثير در تقدير عدم تأثير اولى باشد ، و تعدّد ايلاء به لحاظ همين قابليّت است . و طلاق بائن بدون فئه بعد از مدت اوّلى ، موجب انحلال هر دو ايلاء است . و طلاق رجعى موجب انحلال اوّلى است نه دومى اگر متعقب به رجوع باشد و بيش از چهار ماه از مدت دومى باقى مانده باشد و مدت اعتداد از مدت تربّص محسوب بشود بنا بر اظهر ، و در فئه هم بعد از چهار ماه اوّلى وجه ديگر اين است كه يمين دوّم منحلّ نمىشود در مدّت آن اگر باقى است ؛ و اگر مدت بيش از چهار ماه نباشد براى ايلاء دومى ، آن هم مثل اول منحلّ مىشود به عنوان ايلاء و حكم آن ، اما يمين دوم باقى است . 13 - اگر بگويد : « و الله لا وطأتك في السنة الَّا مرّة » مثلًا ، فعلًا ايلاء محقّق نمىشود ؛ بلكه اگر وطى كرد به قدر مستثنى ، و باقى مانده بيش از چهار ماه باشد ، ايلاء محقّق